تحلیل زیدآبادی از مقاله کیهان درباره دولت پزشکیان/ ذم شبیه به مدح است/ چرا مدعیان به جای این همه هجمه علیه دولت، نمیستانند و نمیزنند؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، احمد زیدآبادی فعال اصلاح طلب، در مطلبی با عنوان «چرا نمیستانند و نمیزنند؟» در کانال تلگرامی خود نوشت:
برخی رسانهها به نقل از روزنامهٔ کیهان تیتر زدهاند: “دولت پزشکیان به خاطر استقامتی که در جنگ نشان داده، دولتی پرافتخار است. محبوبیت پزشکیان بیشتر شده است.”
این تیتر کاملاً گمراهکننده است، زیرا متن یاداشت کیهان دربارهٔ دولت آقای پزشکیان ذم شبیه به مدح است! به عبارت دیگر، کیهان گویی در برابر دولت با بچه طرف بوده است. به زعم خود هندوانهای زیر بغل آن گذاشته تا اتهاماتش علیه آن، نادیده گرفته شود.
در حقیقت کیهان هرگونه تلاش دیپلماتیک برای پایان جنگ از طریق مذاکره را به دولت آقای پزشکیان نسبت داده و آن را بازی در زمین دشمن وانمود کرده است!
این شیوه، هم ناعادلانه، هم نادرست و هم نوعی رد گم کنی است و طبق معمول، ظاهراً کیهان برای طرح منویات همیشگی و لایتغیر خود، دیواری کوتاهتر از مسعود پزشکیان پیدا نکرده است.
بدبختانه امر اخلاقی و معقولی به نام “مقاومت” در برابر تجاوز خارجی، نزد عدهای به امری تکساحتی تبدیل شده و دستمایهٔ سوءاستفادهٔ آنها قرار گرفته است.
مقاومت هم مانند هر پدیدهٔ انسانی دیگری، امری ذوالابعاد است و تقلیل آن به یک فعل خاص، یا از سر بیدانشی و یا به قصد گمراهسازی برای تعقیب هدف و منفعتی نامشروع است.
واقعیت این است که دولت آقای پزشکیان از ابتدای کارش با بحرانهای بیوقفه مواجه شده و به رغم همهٔ محدودیتها و کاستیها و کارشکنیها، با زحمت بسیار کشور را تا این لحظه اداره کرده است.
در جریان جنگ چهل روزه، وزارتخانههای مختلف در زیر تهدید بیامان بمب و موشک، تمام توان خود را به کار گرفتند تا تأمین نیازهای حداقلی جامعه دچار اختلال نشود و در این زمینه کاملآ موفق عمل کردند. نادیده گرفتن این واقعیت، هم غیرمنصفانه و هم ناسپاسی است و خداوند هیچ انسان غیرمنصف و ناسپاسی را دوست ندارد.
در واقع، بار ادارهٔ اقتصادی جامعه به دوش هیئت وزیران است، آن هم در حالی که آنان از هر سو تحت فشارند و اختیارات و امکاناتشان هم بسیار محدود است.
کاملاً طبیعی است که رئیسجمهور و همکارانش نگران تٱمین مایحتاج عمومی و وضع معیشت مردم باشند و در بارهٔ خطرات پیش روی این دو مسئله حساسیت به خرج دهند.
هر جهشی در قیمت کالاها، مردم را عصبانی و خشمشان را هم در درجهٔ نخست به سمت دولت هدایت میکند. مهمترین عامل جهش قیمتها نیز تحریمهای ماندگار اقتصادی و اخیراً محاصرهٔ دریایی کشور است. در این میان عدهای از افراد بیمسئولیت و یا مفتگو انتطار دارند، دولت هیچ تمهیدی برای رفع این دو معضل نیاندیشد و در عین حال، کشور را در این تنگنای اختیارات و امکانات، به گونهای اداره کند که قیمت تمام کالاها ثابت بماند و آب از آب تکان نخورد!
خب، مگر چنین چیزی ممکن است؟ و چطور میتوان امری غیرممکن را از کسی طلب کرد؟
به نظرم فشاری که این روزها بسیار از اعضای دولت بخصوص شخص پزشکیان از هر سو تحمل میکنند، نه فقط طاقتفرسا که استخوانسوز است. هر حرکت آنها برای بهبود وضعیت، داد و قال عدهای را به آسمان میبرد و چوب استیضاح را علیه آنها بلند میکند. بیعملی آنها بر اثر فشارها نیز خشم و عصبانیت بسیاری از مردم را برمیانگیزد و این دو در حالی است که شبکههای بیرونی و درونی روزانه علیه آنان با تمام قوا سمپاشی میکنند!
واقعاً آدمی که از گوشت و پوست و استخوان و عصب ساخته شده است، چطور میتواند در چنین فضا و محیطی دوام بیاورد؟
ظاهراً به همین دلیل است که دکتر پزشکیان ترجیعبند سخنانش این شده که:
گر تو بهتر میزنی بستان بزن!
پس چرا مدعیان به جای این همه هجمه علیه دولت، نمیستانند و نمیزنند؟
۲۹۲۱۸



